دیشب مهمون داشتیم . خواهر های علی  و خانواده شون . اینکه مجبور باشی یه تنه بار تموم  غصه ها رو به دوش بکشی و بخندی تا دیگرون رو آروم کنی خیلی سخته . اما شد .

خندیدم . پذیرایی کردم و حتی شب تولد زهرا رو با کیک زیبایی که به حسین پیامک دادم بخره جشن گرفتیم .  امیدوارشون کردم همه چی درست میشه و نگران نباشند .

به هر حال در برخورد با مشکلات زندگی هم میشه تلخی ها رو بیشتر کرد و هم میشه قابل حلشون کرد . دیشب از اون شب ها بود .

اما تموم مدت دلم پیش تو بود . دلم هواتو کرده نازنینم ....................................

 

/ 0 نظر / 6 بازدید